کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
يک روز زلزله ای کوه را به لرزه درآورد و باعث شد که يکی از تخم ها از دامنه کوه به پايين بلغزد.
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسيد که پراز مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که بايد از اين تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پيری داوطلب شد تا روی آن بنشيندو آن را گرم نگه دارد تا جوجه به دنيا بيايد.
يک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد. جوجه عقاب مانند ساير جوجه ها پرورش يافت و طولی نکشيد .....
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در دوشنبه 15 تیر1388 ساعت 12:8 | لینک ثابت |
