تبليغاتX
ارمغان خلیج فارس

روزي شيوانا از كنار مزرعه اي مي گذشت. زن و مرد حواني را ديد كه به زحمت در حال كشت و زرع هستند. مرد به محض ديدن شيوانا به سوي او دويد و در حالي كه زنش او را همراهي مي كرد، هراسان گفت: «استاد! تمام اميد من و خانواده ام به نتيجه اين كشت و زرع است. اگر آفتي بيايد يا اتفاق ناگواري بيفتد شايد چند ماه آينده تمام چيزي را كه داريم از دست بدهيم و به فقر و تنگدستي بيفتيم. ما را راهنمايي كن تا از اين نگراني بيرون بياييم.»

شيوانا نگاهي به زن و مرد جوان انداخت و گفت:.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در شنبه 30 آذر1387 ساعت 0:38 | لینک ثابت |
دو برادر با هم در يك مزرعه خانوادگي كار مي كردند. يكي از برادرها متاهل بود و خانواده بزرگي داشت و ديگري مجرد بود. آن دو در پايان هر روز ما حصل كار و زحمتشان را به طور مساوي بين هم تقسيم مي كردند.
روزي برادر مجرد پيش خود انديشيد: اين منصفانه نيست كه ....

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در شنبه 23 آذر1387 ساعت 15:20 | لینک ثابت |

سلام

امروز یک فایل زیبا و آموزنده پاورپوینت برایتان گداشتم.

امیدوارم خوشتان بیاید

چایی

نوشته شده توسط علی.م در پنجشنبه 14 آذر1387 ساعت 19:0 | لینک ثابت |

در حالي كه خشكسالي پيشرفت مي كرد و به نظر مي رسيد كه هميشگي خواهد بود، تعدادي از كشاورزان آمريكاي شمالي نسبت به آينده خود نااميد بودند. باران نه تنها براي محصولات بلكه براي زنده نگه داشتن مردم شهر نيز حياتي بود. زماني كه مشكل وخيم تر شد، كليساي محل درگير موضوع شد. آنها تصميم گرفتند دعا كنند و از خدا بخواهند كه باران ببارد.

همه مردم در كليسا جمع شدند و .....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در جمعه 8 آذر1387 ساعت 0:59 | لینک ثابت |
 
offshore