تبليغاتX
ارمغان خلیج فارس
روزی کدخدای ده در وسط بازار دهکده از خود و توانایی هایش تعریف کرد . پیرمرد سبزی فروشی با خنده به او گفت که بهتر است به جای تعریف از خود یک توالت عمومی در کنار بازار دهکده بسازد تا مردم هنگام خرید و شلو غی بازار دچار مشکل نشوند. کدخدا تبسمی کرد و گفت ........
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در شنبه 29 تیر1387 ساعت 0:28 | لینک ثابت |

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است، قبول است

 

پدر به نزد بیل گیتس می‌رود و می‌گوید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در جمعه 21 تیر1387 ساعت 14:7 | لینک ثابت |
برای نگهداری یک کودک یتیم دو خانواده ثروت مند داوطلب شده بودند. چون شرایط مالی هر دو خانواده یکسان بود از شیوانا خواستند تا نظر دهد کودک نزد کدام خانواده باشد تا آینده ای بهتر پیدا کند.شیوانا از خانواده اول خواست تا ..........
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در جمعه 14 تیر1387 ساعت 12:52 | لینک ثابت |
بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است:

.........

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت 14:59 | لینک ثابت |
 
offshore