تبليغاتX
ارمغان خلیج فارس

روزی پسر بچه ای در خیابان سکه ای یک سنتی پیدا کرد.اوازپیداکردن این پول،آن هم بدون هیچ زحمتی،خیلی ذوق زده شد.این تجربه باعث شدکه بقیه روزهاهم باچشمهای باز،سرش رابه سمت پایین بگیرد(به دنبال گنج !).

 

اودرمدت زندگیش،296 سکه یک سنتی،48 سکه .....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در جمعه 30 شهریور1386 ساعت 23:58 | لینک ثابت |

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد ، او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد .

 

اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر میگذراند ، اما کسی نمی آمد ، سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیانبار محافظت کند و دارائی اندکش را در آن نگه دارد .

 

اما روزی که ....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در چهارشنبه 28 شهریور1386 ساعت 18:19 | لینک ثابت |
روزي شيوانا به عيادت يكي از دوستانش كه بيمار بود رفت و جوياي حال او شد. فرزندان بيمار گفتند كه طبق تجويز طبيب او بايد هر روز يك ظرف جوشانده تلخ به همراه چندين شربت شيرين بخورد و او هميشه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت 21:28 | لینک ثابت |

امرسون مي گويد:"مردان بزرگ،کساني هستندکه مي دانندانديشه ها برجهان فرمان مي رانند."

انديشه هاي ماسرنوشت مارارقم مي زنند.آن چه امروزهستيم،ثمره انديشه هاي ديروزماست وفرداچيزي جزانديشه هاي امروزمانيست. شاديهاوخوشبختيهاي ما،امکانات وتواناييهاي ماو حتي ميزان موجودي بانکي مابه نوع تفکرمابستگي داردوبدانيدکه دربزرگ انديشي وخوش بيني،افسوني نهفته است!براي رسيدن به هرچيز،نيازمندابزاري هستيم وبراي موفقيت،به انديشه هاي استوارنيازمنديم.پس،ازهمين حالاشروع کنيد!بزرگ بينديشيدتا بزرگ زندگي کنيد.

نوشته شده توسط علی.م در یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت 21:15 | لینک ثابت |

اگر شب بخاطر از دست دادن خورشید گریه کنی

 لذت دیدن ستاره ها را هم

از دست خواهی داد 

نوشته شده توسط علی.م در یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت 20:50 | لینک ثابت |
بگذاريد داستان دختر كوچكي را برايتان بگويم كه در يك كلبه محقر دور از شهر در يك خانواده فقير به دنيا آمده بود. زايمان، زودتر از زمان مقرر انجام شده بود و او نوزاد زودرس، ضعيف و شكننده اي بود. همه شك داشتند كه زنده بماند. .....

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در جمعه 23 شهریور1386 ساعت 18:16 | لینک ثابت |

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدهند.

هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...

و مسابقه شروع شد....

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در چهارشنبه 21 شهریور1386 ساعت 22:59 | لینک ثابت |

افراد ثروتمند و ميليونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نيستند. اما آنها از يك سري اسرار ويژه براي ثروتمند شدن بهره گرفته اند كه شما نيز ميتوانيد با پيروي از آنها حداقل كسب و كار خود را رونق بخشيد.

1- روياهاي بزرگي در سر داشته باشيد. افكار بزرگ زندگي شما را متحول خواهد ساخت.

2- ......


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در چهارشنبه 21 شهریور1386 ساعت 22:46 | لینک ثابت |
زمانی از او خواسته شد تا درآزمونی با حظور گروهی از محققان و استادان دانشگاه شرکت کند.نیت آنها این بود که ثابت کنند،وی فردی بی سواد است.آزمون با سوال . . . .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت 1:34 | لینک ثابت |

اغلب قوائد حقيقي زندگي در دنياي ما در حال تغيير است .اصولاً ،مردم نسبت به تغيير بي ميل هستند . ما در مقابل تغييرات مقاومت مي كنيم . ما دوست داريم در محدوده راحت و آسوده خودمان كه اكثر مردم آن را مي شناسند و قبول دارند بمانيم . اين طبيعت انسان است . اما اين حقيقتي است كه با هر چيزي مخالفت كنيد در مورد آن سماجت خواهيد كرد ، مخصوصاً زماني كه شما در مقابل يك روش بهتر كه زمان آن رسيده ، مخالفت مي كنيد .

تقريباً در تمامي زمينه هاي فعاليت مثل : هنر ، علوم ، پزشكي و تجارت

اغلب ايده‌هاي جديد در آغاز  با مخالفت مواجه شدن .

هر چه ايده منحصر به فرد تر و انقلابي تر باشد مخالفت در مقابل آن محكم تر و بزرگتر خواهد بود .

مثل هر عقيده قدرتمندي ، بازاريابي شبكه اي هم به دليل مشكل درك آن توسط مردم با مقاومت هايي مواجه شد . هيچ رمز و رازي در بازاريابي شبكه اي نيست . بازاريابي شبكه اي عمر 50 ساله دارد .در اوايل دهه 1940 شركتي به  نام CaliforniaVitamins متوجه شد كه تمامي نمايندگان فروش جديد آنها از دوستان و اقوام و نمايندگان فعلي آنها هستند . به اين دليل كه ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت 0:56 | لینک ثابت |

سلام

فکر میکنم بد نباشه یک سری به لینک زیر بزنید و نمونه محصولات ما را ببینید:

لینک

نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت 0:53 | لینک ثابت |
مرد جوان مسيحي كه مربي شنا و دارنده چندين مدال المپيك بود ، به خدا اعتقادي نداشت. او چيزهايي را كه درباره خدا و مذهب مي شنيد مسخره ميكرد.
شبي مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن بود و همين براي شنا كافي بود.
مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز كرد تا درون استخر شيرجه برود.
ناگهان، سايه بدنش را همچون صليبي روي ديوار مشاهده كرد. احساس عجيبي تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پايين آمد و به سمت كليد برق رفت و چراغ را روشن كرد.


                      آب استخر براي تعمير خالي شده بود!

نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت 0:38 | لینک ثابت |
 
offshore